تبلیغات
آبی آسمانی - *اتفاق اول*

سلام به بچه های گل آبی آسمانی؛

گفته بودم چندتا اتفاق خوب برام پیش اومد، امروز می خوام یکیش رو تعریف کنم.

داشتیم کم کم وارد ماه مبارک رمضان میشدیم و من هر روز دلم بیشتر میگرفت از اینکه احتمال مسافرتمون به شهر مقدس و با صفای مشهد کم و کمتر میشد، سبب کم شدن این احتمال هم اتفاقات بد یا تلخی نبود ولی از اینکه امسال نمیتونیم بریم پابوس آقا خیلی ناراحت بودم و هستم.

خلاصه با این اوضاع و احوالات روحی وارد ماه مبارک رمضان شدیم و روز ها یکی پس از دیگری سپری میشد تا به شب های عزیز رقم خوردن تقدیر رسیدیم، هیئتمون روز 19 و 21 برنامه داشت و خدارو شکر با شور خاصی برنامه ها اجرا شدن. همون شب ها بود که صاحب این ماه عزیز به ما نظر کرد و بعد از مراسم شب دوم یک سفر زیارتی عالی جور شد.

سفری که سالها منتظرش بودم و از امام رئوف هم طلب کرده بودم؛ بله قرار شد برای اربعین امسال بریم کربلا اونم با پای پیاده. از اون روز به بعد یه حال خاصی داشتم و دارم و برای رسیدن روز رفتن دارم لحظه شماری میکنم.

بعد از شنیدن این خبر، خبرهای خوب دیگه هم شنیدم که براتون مینویسم ان شاءالله.

التماس دعا



تاریخ : پنجشنبه 1393/05/23 | 17:47 | نویسنده : آقای خونه | نظرات

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف