تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید




برای سر بلندی ایران و ایرانی صلوات
 


قدری تأمل بیشتر

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم:


اِتَّخِذُوا الأهلَ؛ فإنّه أرْزَقُ لَكُم.  من لایحضره الفقیه ،ج3،ص383
خانواده تشكیل دهید ، كه مایه فزونى روزىِ شماست .



تاریخ : یکشنبه 1392/01/4 | 00:00 | نویسنده : آقای خونه | نظرات

دوستانی که به وبلاگ بنده سر می‌زنند و لینک‌های مرا می‌بینند شاید دیده باشند که به تازگی نام اولین لینکم از «حضرت آقا» به «امام خامنه‌ای» تغییر کرده است. دلیلش هم مطلبی است که چند روز پیش در حین سرچ موضوعی با آن برخورد کردم؛ مطلبی که خواندنش را به همه‌ی مدعیان ولایت‌مداری توصیه می‌کنم.

تا پیش از خواندن این گفتار فکر می‌کردم کسانی که از عبارت «امام خامنه‌ای» استفاده می‌کنند می‌خواهند نهایت عشق و علاقه‌شان را به ایشان نشان دهند و این مسئله‌ای شخصی است اما...

 

چرا باید بگوییم امام خامنه‌ای؟

گفتاری از دکتر محمد علی رامین

تنظیم و ویرایش: سایت الگوها

به نقل از : وبلاگ دفترچه آبی

دلیل اول:

غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام خمینی (رحمت الله علیه) پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 1392/06/29 | 09:33 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام؛
در پی سفرمون به مشهد الرضا و زیارت امام رضا(ع) قرار شد از شمال به سمت بانه حرکت ک?یم. شمال کشور که خودتون خبر دارید همه چی ارزونه من چقد خوشحالم و... روز اول حضورمون در شمال گذشت و روز دوم قرار بود به سمت چالوس حرکت کنیم،در طی مسیر برای نماز ظهر یه امامزاده پیدا کردیم ولی برای نماز مغرب و عشا جاتون خالی اینقدر که ساختمان که چه بگم برج های عظیم و زیبا ساختن که فضا به مسجد نمیرسه.
با ترافیک همیشگی جاده چالوس و تاریک شدن آسمان و کمی بارونی بودن هوا باید میگشتی تا یه مسجد {نمازخانه هم قبوله} پیدا کنی. بالاخره در نشتا رود یه مسجد {مسجد جامع نشتارود} پیدا کردیم و فریضه واجب را ادا کردیم.
ولی این نمیشه اسلام یعنی واقعا انصاف هست این همه برج بسازیم ولی یه نمازخونه نداشته باشه،چقدر به فکر درامد هستیم.چقدر به فکر دنیا هستیم. به نظرم 17 رکعت نماز در روز نه تنها وقت آنچنانی نمیگیره بلکه به کارشون برکت هم میده. خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه ان شاءالله.
من نمیدونم شمال به جز جنگل چی داره که این مرفهین بی درد مردمش رو پررو کردن.{{یخ -> در ایران قالبی 5000 در شمال 12000}}
این تنها نمونه ای بود که گفتم چون میدونم اکثرتون میدونین شمال چه خبره. واقعا چه خبره؟


تاریخ : یکشنبه 1392/06/17 | 22:48 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام؛
در درجه اول ولادت با سعادت حضرت معصومه (س) را به همه شما تبریک میگم.
و دوم اینکه:
آخیش ما رفتیم جام جهانی دیگه همه چی تموم شد نه تمرینی میخوایم نه بازی تدارکاتی و نه هیچ چیز دیگه چون هدفمون فقط صعود به جام جهانی بود تا حداقل 16 سال دیگه هم هیچ هدف خاصی نداریم واقعا دست مسولین عزیز به ویژه جناب آقای کفاشیان درد نکنه که وظیفشون رو به خوبی انجام میدن.


تاریخ : شنبه 1392/06/16 | 23:59 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام؛
در ابتدا شهادت ششمین امام شیعیان امام جعقر صادق(ع) بر همه مسلمانان تسلیت باد.
شنیدین که اولین باری که نگاهت به خانه خدا میفته سه تا دعا کنی مستجاب میشه؟
امروز ،یعنی الان که دارم این متن رو مینویسم مشهدالرضا هستیم و صبح تا حالا تو این فکرم که از امام رئوفمون چی بخوام. وقتی وارد شهر شدیم و گنبد طلاییش رخ نمایی کرد بعد از سلام گفتم یا امام رضا کمک کن همه ما عاقبت به خیر بشیم.
اما الان که میخوایم بریم و ضریح مبارکشون رو زیارت کنیم یاد این بیت افتادم که:
این دل تنگم عقده ها دارد گوییا میل کربلا دارد
حالا هر کس با من همدل شده یه صلوات بفرسته تا امام رضا کمک کنه و دعوت نامه زیارت اباعبدالله الحسین (ع) را براش بفرسته ان شاءالله.
نائب الزیاره همه دوستان هستم ان شاءالله.


تاریخ : دوشنبه 1392/06/11 | 17:26 | نویسنده : آقای خونه | نظرات

صورت نماز همه نمازگزاران یکسان است، اما سیرت آن تفاوت دارد، از این رو نمازگزاران متفاوت هستند چنان که از پیامبر (ص) روایت شده است: دو نفر از امت من به نماز می ایستند و رکوع و سجودشان یکی است، حال آن که تفاوت بین نمازشان برابر با فاصله آسمان و زمین است.

به گزارش افکارنیوز، یکی از بارزترین مصادیق و کامل ترین موارد لطف تام الهی ارمغان والای نماز است که در معراج نبوی با همه لوازم، مقدمات و مقارنات به بشر اعطا شد و آن را فلاح "حی علی الفلاح" خواند و از آن به بهترین عمل "حی علی خیرالعمل" یاد کرد.

امام صادق (ع) می فرماید: روزی امیرالمومنین نشسته بود و پسرش محمد با او بود به پسرش فرمود: ای محمد برای من ظرف آبی بیاور تا از آن وضو بگیرم، محمد آب آورد، حضرت با دست چپ آب بر دست راست ریخت و فرمود: "بسم الله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله بخساً" پس به آن استنجا کرد و این دعا را خواند: "اللهم حصّن فرجی و اعفّه و استر عورتی و حرمنی علی النار" بعد از آن آب را در دهان مضمضه کرد و فرمود: "اللهم لقنی حجتی یوم القاک و انطق لسانی" خدایا در روزی که تو را ملاقات می کنم، حجت و برهان قطعی به من القا کن و زبانم را بدان گویا گردان. آن گاه استنشاق کرد و آب را در بینی کشید و عرض: "اللهم لاتحرمنی ریح الجنه" خدایا بوی بهشت را بر من حرام مفرما، و از جمله کسانی قرارم ده که بوی بهشت و نکهت پاک آن را می یابد. سپس حضرت حورت خود را شست و گفت: "اللهم بیض وجهی یوم تبیض وجوه، و تسود وجوه، ولا تسوه وجهی یوم تبیّض وجوه و تسوّد وجوه" خدایا روزی که چهره هایی سفید و صورتهایی سیاه می شود، روی مرا سفید بگردان و صورتم را سیاه مدار در روزی که چهره هایی سفید و صورتهایی سیاه می شود.

آنگاه دست راست خود را شست و عرض کرد: "اللهم اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری" خدایا نامه کردارم را به دست راستم عطا فرما و برات جاودانه زیستن در بهشت را به دست چپم ده. سپس حضرت دست چپ را شست و گفت: "اللهم لاتعطنی کتابی بیساری، و لاتجعلها مغلولةً الی عنقی، و اعوذبک من مقطّعات النیران" خدایا نامه اعمالم را به دست چپم مده و به گردنم مبند و به تو پناه می برم از تکه پاره های آتش. آنگاه مسح بر سر گشید و عرض کرد: "اللهم غشنی برحمتک و برکاتک و عفوک" خدایا به رحمت و برکات و بخشایش خود مرا فرا بگیر. سپس بر دو پا مسح کشید و گفت: "اللهم ثبتنی عل الصراط، یوم تزلّ فیه الاقدام، و اجعل سعیی فیما یرضیک علنی" خدایا روزی که پاها بر صراط می لغزد مرا ثابت قدم بدار، سعی و تلاش مرا در چیزی قرار بده که تو را خرسند می سازد.

آنگاه به محمد پسرش گفت: ای محمد هر کس مانند من وضو بگیرد و چون این اذکار را بخواند، خداوند در برابر هر قطره آب، برای او فرشته ای می آفریند که تقدیس و تسبیح و تکبیر گوید و ثواب آن را تا قیامت برای او می نویسد. هر کس در عمل با اخلاص به جانب خداوند رو کند، بدان دست می یازد و آن کس که دل خویش را تسلیم خدا کند، به او می رسد به گونه ای که از هر آلودگی و پلیدی پاک می گردد.

اسرار تکبیرهای نماز

امام رضا (ع) می فرماید: تکبیرهای اول نماز، از آن رو هفت عدد است که اصل نماز دو رکعت است و با هفت تکبیر گشوده می شود: تکبیرة الاحرام، تکبیر رکوع، دو تکبیر سجده های رکعت اول، تکبیر رکوع رکعت دوم و دو تکبیر سجده های رکعت دوم، پس وقتی انسان در آغاز نمازش هفت تکبیر گفت و بعضی از تکبیرهای بین نماز را فراموش کرد و یا به طور کلی از آن ها غافل ماند عیبی به نمازش وارد نمی شود.

روح تکبیر، چیزی جز تسبیح و تنزیه نیست، زیرا معنای تکبیر این است، که خداوند برتر از آن است که به حس، تخیل، توهم و یا بع تعقل آید. چون او نه جسم است و نه چیزی که با جسم سر و کار داشته باشد. نیز خدا برتر از آن است که کسی بتواند حقیقت بی پایان او را به کشف و شهود بنگرد.

راز نیت

مراد از نیت در باب عبادات نیست، مانند این که نیت می کند نمازظهر یا عصر بخواند و یا نیت در باب معاملات مراد نیست. بلکه مراد از نیت در این جا، تنها خصوص «قصد قربت» و نزدیکی به خدای سبحان است. بنابراین نیت به معنای قصد نزدیکی به خداوند سبحان، روح عمل است، عمل با آن زنده می شود و بدون آن می میرد و پیداست که مرده هیچ اثری ندارد، عبادت با قصد تقرب صحیح می گردد و بدون آن باطل است. پایداری بر عمل تا به مرتبه اخلاق برسد، سخت تر از عمل است و عمل خالص آن است که نخواهی جز خدای عزوجل کسی تو را بر آن سپاس گوید، و نیت از این هم برتر است، بدان که نیت همان عمل است.

گواه دیگر بر اصالت نیت این است که هرگاه نیت تحقق یابد و توانمند باشد نماز، مناجات با خدا و معراج نماز گزار می شود، و هرگاه ناتوان گردد و نمازگزار از آن غافل ماند، نماز رنگ مناجات را از دست می دهد و نمازگزار استحقاق می یابد.

راز قرائت

در نماز دو رکعتی، و نیز دو رکعت اول نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی قرائت فاتحه الکتاب واجب است. قرائت از راز و نهانی دارد به اعتبار این که آنچه خوانده می شود (قرآن) دارای رازی است، پس تا وقتی قاری راز خواه نباشد، به راز قرائت نمی رسد و نیز به نهان قرآن دست نمی یابد و همچنان قرائت وی ناقص می ماند.

چون رعایت آداب نماز وسیله رسیدن به نهان آن است، نمازگذاری که آن را چون حضور قلب رعایت می کند، به راز نهان آن دست می یابد، و آن وجود خارجی عقلی است که بسی برتر از وجود مثلی است، چه رسد به وجود طبیعی، به ویژه وجود اعتباری که در جهان طبیعت تحقق می یابد. نمازی را که پیامبر در معراج به جای آورد، واجد همه ویژگی های نماز بود. نمازگزاری که حضور تام دارد، تنها کسی است که با پروردگارش به نجوا می ایستد و می گوید: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» تنها تو را می پرستم و تنها از تو کمک می خواهم.

ویژگی بسم الله و رازهای سوره حمد

بسم الله در آغاز هر سوره، معنای مخصوصی دارد که با محتوای آن سوره هماهنگ است، و چون سوره حمد عهده دار معارف فراوانی است «بسم الله» در آغاز آن حاوی همه آن معارف است.

«حمد» قطعا در برابر نعمت است و نظام امکانی از معقول گرفته تا محسوس و از غیب تا شهود، همه نعمتهایی است که خداوند باری تعالی فرموده است. پس او مستحق ستایش است و جز او کسی این استحقاق را ندارد و چون غیر خداوند وجود حقیقی ندارد زیرا همه ما سوی الله، نشانه ها و مخلوق او هستند، پس او بر هر چه از غیر او صادر می شود مالک مستقل است، یعنی ستایش که از غیر خدا، پس ستایشگری غیر خدا وجود ندارد، یعنی او هم ستایشگر است و هم ستایش شده.

قصد نمازگزار در سوره حمد از آوردن متکلم معل الغیر «نعبد» در صف سایر موجوداتی قرار دارد که خداوند را عبادت می کنند، زیرا خداوند تبارک و تعالی پرودگار جهانیان است که همه آن ها پروردگار واحد خویش را می پرستند. درباره اسراری که به سوره بر می گردد باید گفت چون نمازگذار اختیار دارد و می تواند به انتخاب خود هر سوره ای از قرآن – به جز چهار سوره ای که سجده واجب دارند- در نماز بخواند.

راز و نهان تسبیحات اربعه

حدیثی در بیان راز چهار بخش بودن تسبیحات آمده و گفته شده که چهار بخش بودن واقعیتی خارجی است که عرش خداوند و آنچه پایین تر قرار دارد، همه بدان انتظام یافته اند، زیرا در سبب چهار گوشه بودن کعبه و بنای آن بر چهار دیوار آمده است که «بیت المعمور» در آسمان دارای چهار گوشه است، به علت این که عرش الهی چهار ضلع و چهار جهت دارد و چهار ضلعی بودن عرش بدان سبب است که تسبیح، چهار تاست یعنی همان تسبیحات اربعه نمازگزاری که با خدا مناجات می کند، وقتی در آغاز نماز به خدا پناه می برد از آنچه بندگان خالص از آن به خدا پناه می برند، دل او عرش خدای رحمان می گردد، زیرا عرش به شکل تسبیحات چهارگانه است. از این رو کسی که با قلب، تسبیح می گوید و خداوند را به خرد ناب تنزیه می کند و با او در خلوت به راز و نیاز می پردازد، به عرش پروردگار رسیده است.

در راز قیام رکوع، سجود، شهود و...

بر این پایه، ممکن است گفته شود راز و تاویل قیام عبارت است از اعلام آمادگی پیکار با دشمن با نیرویی که او را بترساند و ایستادگی در برابر هر بلای آشکار. زیرا نماز از چیزهایی است که می توان از آن در پدیده های سخت و ناراحتی های غمبار، کمک گرفت. حالت ایستادن (قیام) نیرومندتری حالت برای انسان است که می تواند برای دفاع یا حمله و هجوم تصمیم بگیرد. مانند حضور در پیشگاه خدا، فرمانبرداری از امر او، اظهار خواری در آستان او و منتظر فرمان او بودن به قیام تشبیه می کنند.

آنچه در بر پا داری نماز اهمیت دارد، این است که نمازگزذار برای خدا بر پای ایستد، چیزی او را ناتوان نسازد و هیچ امری از امور او را بر زمین ننشاند. در جامع احادیث الشیعه جلد ۵. صفحه ۷۹ آمده که کسی در حال ایستاده پشت او راست نباشد، نمازش کامل نیست.

راز قنوت

از جمله اموال نمایان گر خضوع، قنوت است، زیرا قنوت عبارت است از لابه، مویه، یعنی ترک محبت دنیا و توجه و اخلاص در برابر پروردگار جلیل، و چون خدای سبحان جواد است آرزومندانش را ناامید و گدایان درگاه خویش را مایوس نمی کند.

امام صادق(ع) فرمود: هیچ بنده ای دست به جانب خدای عزیز و غالب بالا نمی برد جز این که خداوند حیا می کند آن دست را خالی و پوچ برگرداند، از این رو آنچه می خواهد از فضل خویش در آن دست قرار می دهد.

بنابراین هرگاه یکی از شما دست به دعا برداشت پایین نیاورد جز این که به صورت خویش بکشد. این معنا غیر از ثمره ای است که از ذکرهای قنوت عاید بنده می شود. ذکرهایی که بیانگر التماس و لابه و بیچارگی عبد است و می فهماند که حالت خاکساری از بنده جدایی ناپذیر است و نمی تواند از چنین حالتی خراج گردد.مانند دعایی که در نماز وتر خوانده می شود.

درباره اهمیت قنوت که نمودی از یک راز تکوینی است و سبب همسانی راز تکوینی و نظام تشریع است حضرت حسین بن علی(ع) فرمود: از آن زمان که پسری شش ساله بودم می دیدم رسول خدا در همه نمازها قنوت می خواند.

آن حضرت به گونه ای بود که در همه نمازهای جدش حاضر می شد و فردی پاک، هوشمند، مراقب و حسابگر بوده همه چیز را زیر نظر داشت تا هر آنچه را جدش انجام می دهد برایش روشن شود؛ زیرا مردم مامورند احکام را از سنت و روش پیامبر (ص) اخذ کنند.

امام صادق(ع) نیز درباره اهمیت قنوت می فرماید هر کس عمداً قنوت را ترک گوید نماز نخوانده است، یعنی نمازش کامل نیست: زیرا هدف نماز هدایت به نظام تکوین است، یعنی پیروی کامل و هدایت فراگیر، و قنوتی که مظهر تام انقزطاع و بریدن از دنیا و پیوستن به پروردگار جلیل ولابه درگاه اوست، سبب کمال نماز است و آن گاه که ترک شود، نماز کمال برتر خویش را از دست داده است.

راز تشهد

اصل تشهد در معراج به شکل کنونی درآمد، چون وقتی رسول خدا در نماز خواست به پا خیزد گفته شده ای محمد بنشین. پیامبر نشست، در این هنگام وحی آمد: ای محمد! چون نعمت خویش بر تو ارزانی داشتم نام مرا ببرد. تاویل تشهد بنا برآن چه در روایت جابربود عبارت است از تجدید ایمان، بازگشت به اسلام، و اقرار به برانگیخته شدن پس از مرگ و تاویل گفتن درودها، گرامیداشت خدای سبحان و بزرگداشت اوست از آنچه ستمگران گفته اند و الحاد پیشگان وصف کرده اند.

بنابراین همان گونه که قرآن دارای تاویلی است که در روز قیامت خواهد آمد چنان که خداوند متعال به آن خبر داده- تشهد نیز دارای از خارجی و تاویل تکوینی است که در روز قیامت آن راز تجلی می نماید، زیرا در روز قیامت همه پرده ها بالا می رود و راز ها بر ملا می شود چنان که با گسترده شدن نظام حقیقی طومار نظام اعتباری در هم پیچیده می شود.

نحوه نشستن در حال تشهد کیفیتی استحبابی است و آن "تورک" است و تورک یعنی بر نشیمن گاه و ران چپ نشستن و پای راست را بر کف پای چپ قرار دادنن. تاویل این گونه نشستن در روایت در کتاب من لایحضره الفقیه آمده است: خدایا باطل را بمیران و حق را برپا دار زیرا قرار است مظهر حق و راستی و چپ کنایه از باطل و دروغ است. انسان مومن هر دو پایش مبارک و راست است چنان که دو دست او نیز خجسته و راست است.

برخاستن از سجده در رکعت دوم که تشهد دارد، باید همراه با نشستن باشد و سخنی در آن نیست. نشستن و آرام گرفتن در این حالت وقار نماز را نگه می دارد. بنابراین نشستن بعد از سجده دوم تاویلی دارد که هنگام ظهور واقعیت نماز (در قیامت) آشکار می گردد و آن روزی است که سفره اعتبار چون طومار در هم پیچیده می شود.

ذکر برخاستن و راز آن

ذکر در حالت برخاستن از سجود در هر رکعت عبارت است از "بحول الله تعالی و قوته اقوم و اقعد" به حرکت و توانایی خدای متعال بر می خیزیم و می نشینیم. خوب و بد وهر حرکت و توانی جز به دست خدا نیست (همه کارها را خدا انجام می دهد و انسان هیچ کاره است).

راز سلام

اصل "سلام" در شب معراج تمثل یافت. تاویل سلام، همان مورد رحمت قرار گرفتن از ناحیه خداوند است. در علل الشرایع است که از امام صادق(ع) درباره علت وجوب سلام در نماز سوال شد. فرمود: سلام موجب رها کردن نماز است. نمازگزار با اشاره به جانب راست سلام می دهد و به جانب چپ اشاره نمی کند؟ زیرا فرشته ای که نیکی ها را می انگارد به طرف راست گمارده شده و فرشته ای که بدی ها را می نویسد به جانب چپ است و نماز از نیکی ها است، از این رو سلام نماز به جانب راست داد، می شود نه چپ. در سلام باید "السلام علیکم" گفته شود، زیرا سلام به صورت جمع است هم به فرشته طرف راست و هم به فرشته طرف چپ.

روشن شد که تاویل سلام نماز همان کسب رحمت الهی و امان از آتش است و ورود به نماز با حرمت سخن آدمی گفتن شروع می شود و خارج شدن از نماز با حلیت سخن گفتن تحقق می یابد.

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی



تاریخ : جمعه 1392/06/8 | 18:30 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام مجدد؛
اولین مکان برای بازدید باغ موزه دفاع مقدس هست که در شمال شهر در یک منطقه خوش آب و هوا واقع شده.
ماجرا از این قرار هست که در زمان جنگ تحمیلی به خاطر بمباران همدان تعداد کشته و زخمی های این شهر زیاد بود و چون خود بیمارستان ها نیز از ترکش این بمب ها و راکت ها در امام نبودند مسئولین شهر تصمیم به احداث یک بیمارستان زیر زمینی میگیرند اما به خاطر جنگ و شرایط وخیم منطقه همدان مدت زیادی طول میکسد تا بیمارستان ساخته شود و در حین ساخت این بیمارستان امام خمینی با پذیرش قطع نامه 598 آتش بس را اعلام میکند و کار ساخت این بیمارستان متوقف میشود.
این بیمارستان حدوداً 10 متر زیر زمین پی ریزی شده است. بعد از جنگ نیروهای جهادی منطقه همدان تصمیم به تبدیل این بیمارستان نیمه کاره به موزه دفاع مقدس میگیرند. ساخت این موزه نیز با تعویض وزرا و استانداران همدان با کندی مواجه میشود که به نقل از راوی حدود 16 سال به طول می انجامد.
این موزه به چند بخش تقسیم میشود که اولین بخش آن موزه دفاع مقدس با نمایش مکان عملیات ها و نحوه اجرای آنها میباشد در دومین بخش آن موزه جهاد سازندگی قرار دارد که موضوع این قسمت، بررسی کارهای جهادی جهادگران استان همدان از جمله احداث پل خیبر که طراح آن همدانی بوده است. درنهایت سومین بخش آن به موزه هوانوردی جنگ اختصاص میابد.
با توجه به سخنان راوی در آینده ای تزدیک بخش های دیگری از جمله جنگ نابرابر به موزه نیز اضافه میشود.
اما در حیاط موزه حوض زیبایی به چشم میخورد که در آن یک آبنمای موزیکال قرار دارد. آبنمای موزیکال خیلی زیباست و در اعیاد و شب جمعه روشن میشود.
پیشنهاد میکنم برای یک بار هم که شده از این باغ موزه دیدن کنید تا با جنگ تحمیلی و رشادت رزمنده هایمان بیشتر و بهتر آشنا شوید.


تاریخ : چهارشنبه 1392/06/6 | 16:50 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام؛
جای شما خالی از طرف دانشگاه برای بیست و یکمین دوره مسابقات فرهنگی و هنری دانشگاه فنی و حرفه ای رفته بودیم همدان و الان که دارم مینویسم حدوداً 4 ساعتی هست که رسیدم.
یک اتفاق جالب افتاد که روز افتتاحیه این مجلس مصادف بود با روز بزرگداشت حکیم فرزانه -ابوعلی سینا- که به نوبه خودم این روز رو به پزشکان محترم ایران زمین تبریک میگم.
مراسم افتتاحیه خیلی خوبی بود و با استقبال گرم همدانی های عزیز رو به رو شدیم.متأسفانه گروه اعزامی از دانشگاه ما با بد شانسی کامل نتونست مقامی بین اول تا سوم کسب کنه و همه مقام ها بین چهارم تا دهم بود.
تو این سه روزی که اونجا بودیم برای بازدید از مکان های دیدنی همدان با مسئولین میزبان همراه شدیم. تعریف هر کدام در پستی جداگانه توضیح داده خواهد شد.


تاریخ : سه شنبه 1392/06/5 | 12:04 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
سلام؛
هر چی سعی میکنم مطلبی به ذهنم نمیرسه. فعلا حالتون خوبه ان شاءالله؟


تاریخ : دوشنبه 1392/05/28 | 13:12 | نویسنده : آقای خونه | نظرات

 

ازدواج چیست, انشای خنده دار, خنده دار

پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»، متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،

بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید: «نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ...» بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاقه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.

مامانی گفت: «در مورد چی صحبت می کردین که باز بابات جو گیر شده بود و می گفت سلطان خونه است؟!»، و من جواب دادم: «در مورد ازدواج»، مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی که کم کم داشت بهوش می یومد قدم برداشت، مامانی همونطور که به سمت بابایی می یومد گفت: «حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می کنی که یه دونه مامان کافی نیست؟! می دونم چکارت کنم!»، مامانی این جمله رو گفت و محکم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.

بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست کل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم که موضوع انشا این هفته مون اینه که «ازدواج را توصیف کنید.»، بابایی که تازه بهوش اومده بود گفت: «خب خانم! اول تحقیق کن، بعد مجازات کن! کله ام داغون شد!»، و مامانی هم گفت: «منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می کنم، عیبی داره؟!»، بابایی به ماهیتابه که هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی کرد و گفت: «نه! حق با شماست!»، مامانی گفت: «توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه کرباس هستند!»

بابابزرگ که گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با کانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبکه عوض می کرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: «نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!»، مامانی هم گفت: «آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی که داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!»

پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: «ازواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج کند ... راستی خانم معلمتون ازدواج کرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ...»، بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود که این بار ملاقه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاقه به سر من اصابت کرد.

به حالت قهر دفترم رو جمع می کنم و پیش خواهر می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشا در چشمانم خواهرم اشک جمع می شود، و وقتی دلیل اشک های خواهر رو می پرسم می گوید: «کمی خس و خاشاک رفت توی چشمم!»، البته من هر چی دور و برم رو نگاه می کنم نشانی از گرد و خاک نمی بینم، به خواهر می گویم: «تو در مورد ازدواج چی می دونی؟» و خواهرم باز اشک می ریزد.

ما از این انشا نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک است زیرا امکان دارد ملاقه یا ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این بود انشای من، با تشکر از اهالی خانه که در نوشتن این انشا به من کمک کردند!

منبع:p30data.com



تاریخ : چهارشنبه 1392/05/23 | 13:33 | نویسنده : آقای خونه | نظرات
یه روز به خودم پیش خدای خودم قول دادم که یکی از گناهانم رو ترک کنم. اون روز خیلی حال عجیبی داشتم از خودم متنفر بودم و احساس شرمندگی شدید و عجییبی پیش خدا داشتم، اصلا روم نمیشد با خدا صحبت کنم ولی یه ندایی درونم میخوند:
این درگه ما درگه نومیدی نیست / صد بار اگر توبه شکستی بازآ
تو همین حوالی بودم و مدام تو ذهنم این بیت مرور میشد ولی باز از همون 99 بار قبل که توبه کردم و شکستم خجالت میکشیدم و میدونستم هنوز اراده ام اونقدر قوی نشده که بتونم روی حرفم مقاومت کنم.
****************************************************************
این مقدمه رو گفتم که به خودم بگم خدای ما که اینقدر مهربونه،بخشنده هست و کلی ویژگی های خوبی که همه ما میدونیم؛چرا نباید بهش ایمان واقعی بیاریم و بهش توکل کنیم.
مگه خودش نگفته هر کاری با نام من آغاز بشه حتما سرانجام خوبی داره پس چرا از هزاران کارمون در روز یکیش با نام قشنگ خدای مهربونمون آغاز نمیشه.
مگه خودش نگفته شکر نعمت باعث افزایش اون میشه پس چرا به خاطر یکی از هزاران نعمتی که به ما داده یه بار اون رو شکر نمیکنیم {گذشته از نعمت های مادی و دنیوی ما حتی به خاطر چشم،گوش،دهان و تمام اعضا و جوارح بدن که خودش یه دنیا میشه شکر نمیکنیم}
خدای مهربان و بخشنده ما خیلی چیزای دیگه گفته؛ من میدونم که به خود منم خیلی لطف داشته به خاطر همین خدایا شکرت.
یادمون باشه اگه الان داریم این متون رو مینویسیم یا میخونیم لطف خدا شامل حالمون شده که هنوز نفس میکشیم و زندگی میکنیم.
*خدایا به خاطر تمام الطاف کریمانه ات شکر*


تاریخ : سه شنبه 1392/05/22 | 12:30 | نویسنده : آقای خونه | نظرات

تعداد کل صفحات : 10 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10  

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic